تحول ناگهانی

الان نسبت به این مقطع از زندگیم خیلی احساس غریبی میکنم . همه چی خیلی یهو اتفاق افتاد... یدفعه ارتباطم با ادمای قبلی زندگیم قطع شد ، یدفعه با ادمای جدید اشنا شدم ، یدفعه توی شرایط جدید قرار گرفتم 

اینقد سریع اتفاق افتاد ک نتونستم خودمو باهاش وفق بدم واسه همین حس میکنم با زندگی خودم غریبه ام ، یجورایی یه حس خلا دارم

حسی که بهم میگه نباید الان ، اینجا باشم :/

نباید این ادما وارد زندگیم میشدن

نباید با ادمای قبلی رابطمو قطع میکردم...

کلا حس ترسناکیه ، وقتی به عنوان یه سوم شخص به زندگیم نگاه میکنم کاملا میتونم خودمو ببینم که توی یه هزارتو گم شدم :(((


منبع این نوشته : منبع
زندگیم ,نباید ,ادمای ,یدفعه ,میکنم ,ادمای قبلی ,اتفاق افتاد